تبلیغات
*پـــــــــــــرده *اســــــــــــــــرار*
12:40 ب.ظ
170
شعر برقعی در وصف حضرت معصومه (س)

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد * لطفت همیشه زخم مرا التیام داد



وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی * تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی



هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا * بی اختیار سمت حرم میکشد مرا



با شور شهر فاصله دارم کنار تو  *احساس وصل میکند آدم کنار تو



حالی نگفتنی به دلم دست میدهد*  در هر نماز مسجد اعظم کنار تو



با زمزم نگاه دمادم هزار شمع * روشن کنند هاجر و مریم کنار تو



تا آسمان خویش مرا با خودت ببر  * از آفتاب رد شده شبنم کنار تو



در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست*  خونین تر است ماه محرم کنار تو



مادر کنار صحن شما تربیت شدیم*  داریم افتخار که همشهری ات شدیم


ما با تو در پناه تو آرام می شویم * وقتی که با ملائکه همگام می شویم
بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات * مردان شهر نوکرو زنها کنیز هات
زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست*  تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی‌ست
باران میان مرمر آیینه دیدنیست  *این صحنه در برابر ایینه دیدنیست
مرغ خیال سمت حریمت پریده است  *یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است
خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم*  جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم
اعجاز این ضریح که همواره بی حد است * چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم  *در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم * عمریست محو او به تماشا نشسته‌ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست * ما روبروی پهنه ی دریا نشسته‌ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است  *باور کنید پیش مسیحا نشسته‌ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا * ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان  *از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می‌شوم  *روزی که زیر پای شما خاک می‌شوم...


سید حمیدرضا برقعی