تبلیغات
*پـــــــــــــرده *اســــــــــــــــرار*
08:11 ق.ظ
163
ادامه سبک زندگی شهدا

  با ادامه مطلب سبک زندگی شهدا در خدمتتون هستیم


 اون موقع انقطاع بعد از انتقطاع بود.

یعنی طرف وقتی جا کن می شد دم دم ازدواج، وقت کورکوری جوونی، وقت تحصیل، وقت پول جمع کردن، آقا برا خدا بریم چون خدا گفته. گیر امروز اینه! این انقطاعه پیش نمیاد.

طرف احساس نمی کنه من اینجا برا خدا چشمامو می بندم به نامحرم، من اینجا برا خدا توی حروم نمی رم، من اینجا برا خدا این کار خوبو می کنم، برا گل یوسف زهرا که خشک خوشکلاست بظاهر هر چی این خوشکله نگاش نمی کنم. این برا خدا شده. خدا براش تجلی پیدا کرده. کار برا غیر خدا براش بی ارزشه.

 امروز اگه قراره ما یه موقع به خدا فکر کنیم شب کنکوره. اگه امروز واقعا قراره برا خدا فکر کنیم شب های قدره که میگن قراره نامه اعمالمون را بنویسند. ماه رمضون که تموم میشه احساس می کنیم ارتباطمون با خدا کم شده. خدایی بودنمون کم میشه. ولی اون موقع رنگ، رنگ خدایی دائم بود. با رفتن و اومدن این ماه و اون ماه و این ایام و اون ایام عوض نمی شد. این دائم خدایی بودن یعنی کار خدایی، محیط خدایی، جای خدایی، ازهمه مهمتر رفیق های خدایی!

 شما نگاه کنید این انقطاع انجام می شد. از همون موقع رفتن به جبهه معلوم می شد. معلوم می شد کی نور بالا میزنه. معلوم می شد کی می خواهد به بقیه سرویس بده و خودش استفاده نکنه!

 آیا الان بازار ایثار اینجوره؟ آیا ما الان سر خودکار و قلم با رفیقمون دعوامون نمیشه؟ پست و ریاست و حرف و حدیث های بالایی بمونه پیش کش! سر حد اقلی های دنیا کوتاه نمی آییم. اون از همون لحظه ای که به سمت جبهه می رفت معلوم بود داره دنبال یه چیز دیگه می گرده. بعدم که وارد منطقه می شدیم همه می شدیم یه دست و یه تیپ: تیپ خاکی زده می شد. آیا ما الان واقعا همه دلهامون یه دسته؟ این که الان سبک زندگی ما عوض میشه، یه دست نیستیم! یه تیپ نیستیم! یه حرف نیستم! یه کلام نیستیم! یه دل نیستیم! ما به دلهامون تیپ خدایی نمی زنیم. وقتی خدایی نمی زنیم انشقاق پیدا می کنیم. هر کی هر چی میشه. هر کی به یه سمتی میره!

 

 

 

·         این جنگ بود که بچه ها رو اینجوری می کرد؟ یا بچه ها بودند که جنگ رو اینجوری می کردند؟

 


·      اولا امام بود که همه رو اینجوری می کرد. امام بود تو اون شرایط. همین جور که الان حضرت آقا وقتی بچه ها توی یه شرایطی قرار می گیرن یه مرتبه نفسش، کلامش، راهش، چاهی که نشونمون میده که آقا این چاهه مواظب باشید. همه مارو نجات میده. اون موقع اون نفس قدسی، اون محیط خدایی، اون مرگ خدایی! با حضور این آدمهایی که می آمدن تو اون محیط قرار می گرفتند و می خواستند. ببینید می خواستند که خوب شدند. می خواستند که برا خدا بشوند. نمی خواست میتونست نره. همینجور که همه خواستند و نرفتند.

چند درصد مردم جبهه رفتند؟ از جبهه های ها چند درصد خواستنی شدند؟ شهید شدند؟ رسیدند به خدا؟ پس خواستند که رسیدند. پس در نتیجه اینها می خواستند که در این محیط قرار بگیرند. امروز ما هم باید بخواهیم که در اون محیط قرار بگیریم. چقدر از شهدا می دونیم؟ چقدر از مادران شهدا درباره فرزاندنشون پرسیدیم؟ آقا می فرمایند که جنگ گنجه! چرا گنجه؟ چرا امام می گفت جبهه دانشگاهست؟

چرا امام می گفت این در شهادتو به روی جوونا نبند؟ این خون چی بود؟ قصه چی بود؟ این قصه لای غصه ها گم شد. این واقعیته لای عالم مجازی امروز گم شد. ما را به مجاز مشغول کردند. در عالم مجازی ما رو از واقعیت دور کردند. اینه که الان باعث میشه اتفاقهایی بیفته که دوستی های صادقانه و واقعی از بین بره! اون زمان دوستی ها صادقانه بود. اما الان ما چقدر دوستی صادقانه داریم؟ امروز ما چند تا دوست صادق داریم که وقتی آتیش تهیه گناه شروع میشه از وسط میدون مین گناه، دست رفیقشو بگیره بیاره بیرون؟


چی ها گم شدند؟ سبک زندگی و رفاقت صادقانه گم شده! ما امروز چند تا رفیق صادق داریم خاطر خواه باشه؟ عاشق جیبش، عاشق خوشکلیش، عاشق پولش نباشه؟ عاشق بابا و درس و بحث و موقعیت اجتماعی و سیاسی واقتصادی طرف نباشه؟ اون موقع وسط اون آتیش چی بود، چه دلدادگی بین بچه ها بود که دوستی ها صادقانه می شد؟ دوستی صادقانه گم شده! یه دستی و یه تیپ بودن گم شده! قیام لله و انقطاع و حرکت به سمت خدا گم شده! ایثار گم شده! گمشده ای که ما امروز برا خدا نیستیم. دنبال دنیامونیم. دنبال کیسه و جیبمونیم. خب معلومه هر کی دنبال دنیا بروند از هم جدا می شوند. اون موقع بچه ها دنبال دنیا نبودند. چه دنیایی؟

 

·      آیا این برگشت به عقب نیست؟ ما می گیم زندگی اهل بیت رو مطالعه کنید. زندگی پیغمبرو مطالعه کنید. ما می گیم زندگی شهدا رو مطالعه کنید. زندگی علما و عرفا رو مطالعه کنید. کی میگه ما باید برگردیم به اون دوران؟ ما اگه داریم زیبایی های جنگو به یه روایتی می گیم، می گیم: آقا زیباییهای زندگی برای خدا، زیبایی های زندگی به سبک جهاد فی سبیل الله، زیبایی های اون زندگی که قرار بود ما رو ارتقا بدهد رو با انتخاب سبک زندگی دوباره به دست بیاوریم. قرار بود عنایت های ویژه خدا رو بگیم. قرار بود اصلا دری بسته نباشد.


من کان لله کان الله له هر چی از خدا می خواهید بشود. چی می شد؟ می خواستند می شد. می خواهیم نمی شه. کی گفته ما می خواهیم برگردیم به عقب؟ ما می گیم بچه ها! جوون ها! بخواهید بشود چرا می خواهید نمی شود؟ چرامی خواهیم نمی شود؟ اگر من کان لله کان الله له، اگه خدا گفته تو مال من باشی من با همه خداییم مال تو هستم، این سبک زندگی یعنی برگشتن به عقب؟ اگه خدا میگه که جوون من میخام که فقط بقیه االه الاعظم رو، من میخام خلیفه خدا روی زمین رو دوست داشته باشی چیز دیگه رو دوست نداشته باشی این میشه برگشت به عقب؟ اگه خدا میگه من میخام تو یه زندگی آرومی داشته باشی برا خدا انتخاب کنی این میشه برگشت به عقب؟


چرا امروز توی زندگی خیلی چیز ها هست ولی اعصاب ها آروم نیست؟ این میشه برگشتن به عقب؟ کی میگه شما برو امروز توی سنگر زندگی کن؟ محیط زندگی خوب، امکانات خوب، وسیله نقلیه خوب، هر چی که در شأنته. موضوع اینه که ما به دنبال این هستیم با تعریف سبک زندگی بچه های زمان جنگ و جبهه و جهاد و شهادت و ترسیم رفاقت این ها با خدا، رفاقت بچه ها که حواسشون پرت شده با شیطون رفیق شدند و امروز وقتی می بریش توی راهیان گریه می کنه که چرا زودتر نیومده اینجا، رفاقتی که ازش غافل شدیم و خیلی بهش نیاز داریم رو دوباره زنده کنیم! چه جاذبه گردشگری شلمچه داره؟


چه جاذبه گردشگری فکه داره؟ جز رمل چیز دیگه ای هست؟ چرا جوونه میاد اونجا شل میشه میشینه؟ چرا وقتی از اونجا برمی گرده به هم می ریزه؟ و خیلی از کارهاش عوض میشه؟ چرا وقتی میریم تو فطرت طرف و طرفو با فطرت خدا پرستیش رفیق می کنیم دوستی های واقعیش شکل میگیره؟ چرا وقتی زندگی ها رو ما ترسیم می کنیم با نگاه خدا پرستی و با اون نگاه های معنوی آسمونی اون وقت نگاه می کنیم زندگی مون آروم میشه؟ . . .



 




طبقه بندی: سبک زندگی ایمانی، وصیت نامه شهدا،
برچسب ها: سبک زندگی-شهدا-زندگی شهدا-، چرا سبک زندگی شهدا، شهدا چگونه بودند، دانلود موسیقی-پناهیان-مادرای شهدا-مداحی شهدا-،