تبلیغات
*پـــــــــــــرده *اســــــــــــــــرار*
06:21 ق.ظ
161
ابزار امتحان

                                                                               «آیه 155 سوره مبارکه بقره»



 
وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ

 نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ

 وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ


 
 
قطعا همه ی شما را با چیزی از ترس، گرسنگی،

 زیان مالی و جانی  و کمبود میوه ها، آزمایش می کنیم


و بشارت ده به استقامت کنندگان.


در
ادامه مطلب با داستانی از امتحان الهی در خدمتتون هستیم



در آیه ی فوق نمونه هایی از اموری که انسان با آنها امتحان می شود بیان شده است از قبیل:

ترس، گرسنگی، زیان مالی ومرگ... ولی وسایل آزمایش خداوند منحصر به اینها نیست بلکه امور دیگری نیز در قرآن به عنوان وسیله ی امتحان آمده است مانند فرزندان، پیامبران و دستورات خداوند حتی بعضی از خوابها ممکن است وسایل آزمایش باشد.

آیه 35 انبیاء هم اشاره به همین موضوع دارد و خداوند در این آیه می فرماید که: شرور و خیرها نیز از آزمایش های الهی محسوب می شوند.

امیر المؤمنین تعریف بسیار پر معنی در زمینه ی فلسفه ی امتحانات الهی دارد، می فرمایند:

گرچه خداوند به روحیاّت بندگانش از خودشان آگاه تر است،

ولی آن ها را امتحان می کند تا کارهای خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است، از آنها ظاهر گردد.


یعنی صفات درونی انسان به تنهایی نمی تواند معیاری برای ثواب و عقاب گردد، مگر آن زمانی که در لابلای اعمال انسان خودنمایی کند، خداوند بندگان را می آزماید تا آنچه در درون دارند، درعمل آشکار کنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و کیفر گردند. اگر آزمایش الهی نبود، این استعدادها شکوفا نمی شد و درخت وجود انسان، میوه های اعمال بر شاخسارش نمایان نمی گشت و این است فلسفه ی آزمایش الهی در منطق اسلام.

نخستین و مهم ترین گام برای پیروزی در این امتحان ها صبر و پایداری است و به همین دلیل بشارت پیروزی را تنها به صابران و افراد با استقامت می دهد. عامل مهم دیگر برای پیروزی، توجه به گذرا بودن این جهان و سختی ها و مشکلات آن است.1


در حدیثی از حضرت رسول(ص) داریم که می فرمایند : شکیبایی بهترین مرکب است خداوند به هیچ بنده ای روزی بهتر و فراختر از صبر نداده است.2

 



1)تفسیر جوان ج 1 ص 195 با تلخیص

2)میزان الحکمه ح 10176



داستان امتحان الهی و ناشکری انسان

 ابوهریره (رض) می گوید:

نبی اكرم (ص)  فرمود: «خداوند متعال خواست سه نفر از بنی اسرائیل را كه یكی، بیماری پیسی داشت و دیگری، كچَل بود و سومی نابینا، مورد آزمایش، قرار دهد.

پس فرشته ای را بسوی آنان فرستاد. فرشته نزد فرد پیس آمد و گفت: محبوبترین چیز، نزد تو چیست؟ گفت: رنگ زیبا و پوست زیبا، چرا كه مردم از من، نفرت دارند. فرشته، دستی بر او كشید و بیماری اش برطرف شد و رنگ و پوستی زیبایی به او عطا گردید. سپس، فرشته پرسید: محبوبترین مال نزد تو چیست؟ گفت: شتر. پس به او  شتری آبستن، عنایت كرد و گفت: خداوند آنرا برایت مبارك می گرداند».

سپس، فرشته نزد مرد كَچل آمد و گفت:

محبوبترین چیز، نزد تو چیست؟ گفت: موی زیبا تا این حالتم بر طرف شود چرا كه مردم از من، نفرت دارند. فرشته، دستی به سرش كشید. در نتیجه، آن حالت، بر طرف شد و مویی زیبا به او عطا گردید. آنگاه، فرشته پرسید: كدام مال نزد تو محبوبتر است؟ گفت: گاو. پس گاوی آبستن به او عطا كرد و گفت: خداوند آنرا برایت مبارك می گرداند.

سرانجام، نزد فرد نابینا آمد و گفت:

محبوترین چیز نزد تو چیست؟ گفت: اینكه خداوند، روشنایی چشمانم را به من باز گرداند تا مردم را ببینم. فرشته، دستی بر چشمانش كشید و خداوند، بینای اش را به او باز گردانید. آنگاه، فرشته پرسید: محبوبترین مال نزد تو چیست؟ گفت: گوسفند. پس گوسفندی آبستن به او عطا كرد.

 آنگاه آن شتر وگاو وگوسفند، زاد و ولد كردند طوریكه نفر اول، صاحب یك دره پر از شتر، و دومی، یك دره پر از گاو، و سومی، یك دره پر از گوسفند، شد.

سپس، فرشته به شكل همان مرد پیس، نزد او رفت و گفت: مردی مسكین و مسافرم. تمام ریسمانها قطع شده است و هیچ امیدی ندارم.
امروز، بعد از خدا، فقط با كمك تو می توانم به مقصد برسم. بخاطر همان خدایی كه به تو رنگ و پوست زیبا و مال، عنایت كرده است به من شتری بده تا بوسیله ی  آن به مقصد برسم.
 آن مرد، گفت: من تعهدات زیادی دارم. فرشته گفت: گویا تو را می شناسم. آیا تو همان فرد پیس و فقیر نیستی كه مردم از تو متنفر بودند پس خداوند همه چیز به تو عنایت كرد؟ گفت: این اموال را از نیاكانم به ارث برده ام. فرشته گفت: اگر دروغ می گویی، خداوند تو را به همان حال اول بر گرداند.

آنگاه، فرشته به شكل همان فرد كَچل، نزد او رفت و سخنانی را كه به فرد اول گفته بود، به او نیز گفت. او هم مانند همان شخص اول، به او جواب داد. فرشته گفت: اگر دروغ می گویی، خداوند تو را به حال اول بر گرداند.

سر انجام، فرشته به شكل همان مرد نابینا نزد او رفت و گفت:

مردی مسكین و مسافرم و تمام ریسمانها قطع شده است (هیچ امیدی ندارم). امروز بعد از خدا، فقط با كمك تو می توانم به مقصد برسم. بخاطر همان خدایی كه چشمانت را به تو برگرداند، گوسفندی به من بده تا با آن به مقصد برسم. آن مرد گفت:

 من نابینا بودم. خداوند، بینایی ام را به من باز گردانید و فقیر بودم. خداوند مرا غنی ساخت. هر چقدر می خواهی، بردار. سوگند به خدا  كه امروز، هر چه بخاطر رضای خدا برداری، از تو دریغ نخواهم كرد. فرشته گفت: مالت را نگهدار. شما مورد آزمایش، قرار گرفتید. خداوند از تو خشنود و از دوستانت، ناراض شد»







طبقه بندی: سبک زندگی ایمانی، دقایقی با قرآن،
برچسب ها: امتحان الهی، ابزار امتحان، وسیله آزمایش انسان، تفسر سوره بقره-لحظاتی با قرآن-صبر و شکیبایی، داستان های الهی- داستان ناشکری انسان-ازمایش و ناشکری، فرد نابینا-فرد کچل-مرد پیس-بنی اسرائیل،