تبلیغات
*پـــــــــــــرده *اســــــــــــــــرار*
10:39 ب.ظ
131
صلوات بر پیامبر(ص)




فقط صلوات بر محمد(ص )

مردمى كه براى زیارت خانه خدا به مكه رفته بودند، مردى را دیدند كه به جاى هردعایى ، فقط بر پیامبر صلى الله علیه و آله واهل بیتش صلوات مى فرستد. در سعى بین صفا و مروه در وقوف در مشعر و عرفات ، درمنى هر كس دعایى مى خواند ولى او صلوات مى فرستد. روزى ، از او پرسیدند: ما جزصلوات چیز دیگرى از تو نشنیده ایم چه علت دارد؟

گفت : پدر پیرى داشتم . چند سال قبل با او براى زیارت خانه خدا به اینجا آمدم . دربین راه او مریض شد و به بستر مرگ افتاد. ناگهان دیدم كه رویش ‍ مانند قیر سیاه شدو آثار عذاب بر چهره اش ظاهر گشت . در آن حال ، او ناله مى كرد و مى گفت : سوختم ،سوختم ، آتش گرفتم .




من كه ناراحت و درمانده شده بودم ، به خداوند پناهنده شدم و گفتم : خدایا، اگر پدرم دراین حال بمیرد، باعث رسوایى من خواهد شد. طولى نكشید كه دیدم چهره پدرم عوض شد.روى سیاه گونه اش ، كم كم سفید و نورانى گردید و بعد در حالى كه آرامش به او دست داد و خندان شد، از دنیا رفت .

با خود گفتم : خداوند، به من بفهمان كه چه بر سر پدرم آمد. شب بعد در خواب ، پدرمرا در كمال آسایش و خوشى دیدم . احوالش را پرسیدم ، گفت :اعمال و رفتار مرا دیده بودى ، من واقعا مستحق عذاب الهى بودم . اما موقعى كه فرشته مرگ به سویم آمده بود با بدترین و سخت ترین حالت ، ناگهان ندایى از سوىپیامبر خدا، حضرت محمد صلى الله علیه و آله بلند شد و عذاب از من دور گشت و آسایش و خوشى به من روى آورد و اكنون نیز به بركت صلوات هایى كه مى فرستادم در امنیت وسعادت هستم . اینها همه ، هدیه پیامبر صلى الله علیه و آله در برابر صلوات می باشد. مرد جوان ادامه داد: از آن روز به بعد، من تصمیم قطعى گرفتم كه دست ازصلوات بر ندارم ، تا شفاعت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله واهل بیت بزرگوارش ‍ نصیب من هم گردد.



طبقه بندی: داستان های ....،