تبلیغات
*پـــــــــــــرده *اســــــــــــــــرار*
04:58 ق.ظ
193
خوش خلقی...



« سوره قلم / آیه 4»

«انك لعلی خلق عظیم »

همانا بدرستیكه تو دارای اخلاق نیكو هستی


پیامبر اسلام (صل الله):
ان حسن الخلق ذهب بخیر الدنیا و الاخره
1
حسن خلق نیكی دنیا و آخرت را به دنبال دارد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: سبک زندگی ایمانی،
برچسب ها: حسن خلق-خوش اخلاقی-آیه اخلاق-، سوره قلو آیه 4، پرده اسرار، سبک زندگی اسلامی-دینی، احادیث اخلاق،
10:00 ق.ظ
192
دلم می‌خواهد دختران با حجاب را خفه کنم!
این متن خاطره یک روحانی جوان است. که پیشنهاد می‌دهیم تا انتها آن‌را بخوانید.

بگذارید از اول سفر برایتان بگویم سفری که با خواهران دانشجو جهت زیارت مشهد مقدس برگزار شده بود از میان اتوبوسی که ما با آن‌ها همسفر بودیم حداکثر چند نفر انگشت شمار با چادر الفت داشتند.

 لذا وقتی وارد اتوبوس شدم کمی ترسیدم از اینکه عجب سفر سختی در پیش دارم. نمی‌دانستم با این همه بی‌حجاب و... چگونه باید برخورد کنم مخصوص چند نفر از آن‌ها که خیلی شیطنت داشتند ناچار مثل همیشه به ناتوانی خود در محضر حضرت وجدان عزیز اعتراف کرده و دست به دامن صاحب کرامت امام ثامن حضرت رضا (ع) شدم.

 یکی از اتفاقاتی که باعث شد خستگی سفر را به طور کلی فراموش کنم لطف خدا در اجرای امر به معروف و نهی از منکر بدون چماق بود.

 داستان از اینجا شروع شد روز اول تصمیم گرفتم برای چادر سخت گیری شدید نکنم لذا چند نفر از دختران دانشجو که سوئیت آن‌ها معروف به سوئیت اراذل و اوباش بود (اسمی که بچه‌ها بخاطر شیطنت بیش از اندازه برایشان انتخاب کرده بودند و خودشان هم خوششان می‌آمد) و به قول همه همسفران دردسر سازهای سفر بودند تصمیم گرفتند به صورت دسته جمعی برای خرید به بازار بروند اما چون تا به حال به مشهدمقدس نیامده بودند و به قول یکی از آن‌ها فقط به خاطر تفریح سفر مشهد آمده بودند.....

ادامه مطلب

طبقه بندی: سبک زندگی ایمانی،
برچسب ها: حجال-دختران بدحجاب، بی حجابی، فدک، پرده اسرار، طوطیای چشم،
03:45 ق.ظ
188
آقا سید و عاقبت بخیری زن بدکاره...

چراغ‌های مسجد دسته دسته روشن می‌شوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد.

آقا سید مهدی که از پله‌های منبر پایین می‌آید، حاج شمس‌الدین ـ بانی مجلس ـ

هم کم کم از میان جمعیت راه باز می‌کند تا برسد بهش.

جمعیت هم همینطور که سلام می‌کنند راه باز می‌کنند تا دم در مسجد.

وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش…

آقا سید، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل…

دست شما درد نکند، بزرگوار!

سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، می‌گذار پر قبایش. مدت‌ها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری!

آقا سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی می‌کنن…

حاج مرشد، پیرمرد ۵۰ ، ۶۰ ساله، لبخندزنان نزدیک می‌شود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه…



***

زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالی‌اش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه می‌کرد.

زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لب‌ها، گیس‌های پریشان… رنگ دیگری به خود گرفته بود.

دوره و زمونه‌ای نبود که معترضش بشوند….......




ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان های ....،
برچسب ها: آقاسید-استاد اخلاق-زن بدکاره، فحشاگری، نهی از منکر، دعوت به نیکی، اندیشه زیبا،
08:22 ق.ظ
191
اشعاری در رثای حضرت ام البنین(س)

بدون ماه قدم می زنم سحر ها را *** گرفته اند از این آسمان قمر ها را

چقدرخاک سرش ریخته است، معلوم است *** رسانده است به خانم کسی خبرهارا

 نگاه کن سر پیری چه بی عصا مانده *** گرفته اند از این قد کمان پسرها را

 چه مشکل است که از چهار تا پسرهایش *** بیاورند برایش فقط سپرها را

 نشسته است سر راه و روضه می خواند *** که در بیاورد آه آه رهگذرها را

با عرض معذرت از ساحت مقدس آقا امام زمان(ع):

 ندیده است اگر چه ولی خبر دارد *** سر عمود عوض کرده شکل سرها را

 کنار آب دو تا دست بر روی یک دست *** رسانده است به ما خانم این خبرها را

 بشیر آمد و گفتی که از حسین بگو *** ز عون دم زد و گفتی که از حسین بگو

 ستاره بودی و یکدفعه آفتاب شدی *** برای خانه مولا که انتخاب شدی

 به خانه ولی الله اعظم آمدی و *** دلیل عزت قوم بنی کلاب شدی


ادامه مطلب

12:41 ب.ظ
187
مرگ آگاهی

حکیم صناعی می گوید همه ما انسان ها از مرگ می ترسیم اما مگر ما الان زنده ایم؟!

خیلی از ما انسان ها زنده هستیم و مانند حیوانات و گیاهان حیات داریم فقط با این تفاوت که ما حیوان ناطق هستیم. اما این از کجا آمده ایم به کجا می رویم و نهایت کار ما در این جهان چه خواهد شد باید به این موضوع اندیشید.

به این که لحظه ای که انسان می خوابد ملائکه روح او را به عالم بالا می برند و هنگامی که بیدار می شوند بار دیگر همان ارواح به جسم انسان ها بر میگردد بدون اینکه کوچکترین اشتباهی در کار پروردگار رخ دهد.

آیا ما در روز فقط چند دقیقه به مرگ می اندیشیم؟ در حالی که به نظر می رسد اینطور نیست چون اگر به این شکل بود روند زندگی خیلی از ما انسان تغییر می کرد و نگاه های ما به زندگی عوض می شد.

شهید آوینی در مورد مرگ آگاهی می گوید:


ادامه مطلب...


ادامه مطلب

برچسب ها: مرگ-آگاهی، شهید آوینی، ترس از مرگ، حدیث از مرگ، حکیم صناعی،
05:20 ق.ظ
185
انا اعطیناک الکوثر...





پیغمبراكرم (ص) دو فرزند پسر از بانوى اسلام خدیجه داشت : یكى «قاسم» و دیـگرى «طاهر» كه او را «عبداللّه» نیز مى نامیدند، و این هر دودر مكه از دنیا رفتند، و پیغمبر اكرم (ص) فاقد فرزند پسر شد، این موضوع زبان بدخواهان قریش را گشود، و كلمه «ابتر» (یعنى بلاعقب) را براى حضرتش انتخاب كردند; فكر مى كردند با رحلت پیغمبراكرم (ص) برنامه هاى او به خاطر نداشتن فرزند ذكور تعطیل خواهد شد و خوشحال بودند.

قـرآن مـجـیـد نـازل شـد و بـه طرز اعجازآمیزى در این سوره به آنها پاسخ گفت ، وخبر داد كه دشـمـنـان او ابـتر خواهند بود، و برنامه اسلام و قرآن هرگز قطع نخواهدشد، بشارتى كه در این سوره داده شده از یكسو ضربه اى بود بر امیدهاى دشمنان اسلام ، و از سوى دیگر تسلى خاطرى بود بـه رسـول اللّه (ص) كه بعد از شنیدن این لقب زشت و توطئه دشمنان قلب پاكش غمگین و مكدر شده بود.

به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب

برچسب ها: حضرت زهرا(س)، سوره کوثر، تقسیر سوره کوثر، ابتر-دشمنان اسلام،
03:14 ق.ظ
184
بیاد سید شهیدان اهل قلم
پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.
آری این سخن مردی است از تبار عاشوراییان زمان، از راویان مردان حسین (ع) در زمان خود، کسی که دنیا و زرق و برق آن نتوانست او را از مسیری که در آن قدم گذاشته بود برگرداند، سید مرتضی را نشناختند حتی کسانی که در کنار او بودند هم او را درک نکردند چون او متعلق به این عالم نبود، سید جسمش در این عالم و روحش در ملکوت سیر میکرد......
و شهادت هدیه ای بود برای او که دلتنگ شهادت بود...
 
پرده اسرار-شهیدآوینی



طبقه بندی: وصیت نامه شهدا،
برچسب ها: شهید آوینی، سید شهیدان اهل قلم، شهدا زنده اند، پرده اسرار، اعجاز قرآن، امام حسین(ع)،
09:39 ق.ظ
182
یه یاد امیر دل ها
تعطیلات نوروز تازه تمام شده بوده و سال جدید را با همت مضاعف تر آغاز کرده بود، اما انگار میدانست امسال باید مزد سالها تلاش خود را در مسیر تعالی اسلام و انقلاب بگیرد، پاداش سالها جهاد در میدان نبرد و سازندگی را.... صیاد متعلق به این دنیا نبود.... او باید می رفت اما باید با شهادت میرفت... پسرش میگوید شب قبل ازشهادت حال عجیبی داشت چون از مسافرت آمده بود ؛


زیارت حرم مطهر امام رضا (ع) و عیادت مادر گران قدرش در مشهد ، زیارت مشهد شهیدان شلمچه همه و همه روحیه ای تازه به او بخشیده بود.


صیاد رفت اما درسهای بزرگی به ما داد... درس عشق به اسلام و پایبندی به ولایت فقیه در سفارشات او آمده است: ما در نظامی زندگی می كنیم كه بر آن ولایت حاكم است و این ولایت هم جنبه داخلی دارد و هم جنبه بین المللی و دورنمای وسیعی از جهان اسلام دارد و خود به خود چون مسیر حكومت ما مسیری است كه در مسیر احكام الهی به پیش میرود، لذا توسعه هایی كه می خواهد در این مسیر تحقق پیدا كند در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و... باید نشأت گرفته از همین مركزیت ولایت باشد . 



وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ






طبقه بندی: وصیت نامه شهدا،
برچسب ها: صیاد شیرازی، شهید صیاد شیرازی، تعطیلات نوروز، روز اخر، امیر دل ها،
04:42 ق.ظ
173
خواهرم؛ چادرت!

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

یادم می آید یک روز که در بیمارستان بودیم، حمله شدیدی صورت گرفته بود. به طوری که از بیمارستان های صحرایی هم مجروحین زیادی را به بیمارستان ما منتقل می کردند. اوضاع مجروحین به شدت وخیم بود. در بین همه آنها، وضع یکیشان خیلی بدتر از بقیه بود. رگ هایش پاره پاره شده بود و با این که سعی کرده بودند زخم هایش را ببندند، ولی خونریزی شدیدی داشت. مجروحین را یکی یکی به اتاق عمل می بردیم و منتظر می ماندیم تا عمل تمام شود و بعدی را داخل ببریم.

وقتی که دکتر اتاق عمل این مجروح را دید، به من گفت که بیاورمش داخل اتاق عمل و برای جراحی آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

همان موقع که داشتم از کنار او رد می شدم تا بروم توی اتاق و چادرم را دربیاورم، مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم که تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم... چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.




10:46 ق.ظ
247
کد موزیک مذهبی وبلاگ2
*** کد زیر را در تنظیمات وبلاگ خود قرار دهید ***
 

 دانلود آهنگ افضل الاعمال دنیا دعا برای ظهوره

( با صدای حامد جلیلی )


روی دکمه  کلیک کنید




طبقه بندی: کد موزیک مذهبی وبلاگ، ابزار وبلاگ، نرم افزار موبایل/کاربردی-مذهبی،
تعداد کل صفحات : 21 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...